| گرت مدام مسیر شود زهی توفیق |
|
مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق |
| هزار بار من این نکته کرده ام تحقیق |
جهان و کار جهان جمله پیچ بر پیچ است |
| که کیمیای سعادت رفیق بود، رفیق |
دریغ و درد که تا این زمان نمی دانستم |
| که در کمین گه عمرند قاطعان طریق |
به مامنی رو و فرصت شمر غنیمت وقت |
| تصوری است که عقلش نمی کند تصدیق |
بیا که تو به لعل نگار و خنده جام |
| خوش است خاطرات از فکر این خیال دقیق |
اگر چه موی میانت به چون منی نرسد |
| به کنه آن نرسد صد هزار فکر عمیق |
حلاوتی که ترا در چه زنخدان است |
| که مهر خاتم لعل تو هست همچو عقیق |
اگر به رنگ عقیق است اشک من چه عجب |
| |
|
| |
|
| |
|
ای صاحب فال بدنیا و مافیها بی اعتنا باش و عمر خود را با یاران مشفق بسر بر و عمر کوتاه و بی وفاست دم را غنیمت دان
|