| به بانگ چنگ مخور مي که محتسب تيز است |
|
اگر چه باده فر حبخش و باد گل بيز است |
| به عقل نوش که ايام فتنه انگيز است |
صراحي و حريفي گرت به چنگ افتد |
| که همچو چشم صراحي زمانه خون ريز است |
در آستين مرقع پياله پنهان کن |
| که موسم ورع در روزگار پرهيز است |
زرنگ باده بشوييد خرقه ها با اشک |
| که صاف اين سر خم، جمله دردي آميز است |
مجوي عيش خوش از دور و اژگون سپهر |
| که ريزه اش سر کسري و تاج پرويز است |
سپهر پر شده پرويزني است خون افشان |
| بيا که توبت بغداد و وقت تبريز است |
عراق و پارس گرفتيبه شعر خود حافظ |
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
اي صاحب فال کاري را که در نظر داري با دور انديشي و تامل و پيش بيني لازم انجام بده انشا الله نتيجه خوبي خواهي داشت. در مورد اين فال گويند شاه عباس دوم پس از تسخير ايالات فارس و عراق براي عزيمت به آذربايجان و عراق تفال زد و غزل بالا آمد و از اين غزل خوشش آمد و فال ديگري را گرفت اين غزل آمد ( سزد که از همه دلبران ستاني باج) فاتح شد و دستور داد آرامگاه حافظ را مرمت نمودند
|