| هُد هُد خوش خبر از طرف سبا باز آمد |
|
مژده ای دل که دگر باد صبا باز آمد |
| که سلیمان گُل از باد هوا باز آمد |
برکش ای مُرغ سحر نغمه داودی باز |
| تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد |
عارفیکو که کند فهم زبان سوسن |
| کان بُت ماه رخ از راه وفا باز آمد |
مردمی کرد و کرم لُطف خدا داد بمن |
| داغ دل بود باُمید دوا باز آمد |
لاله بوی می نوشین بشنید از دم صبح |
| تا به گوش دلم آواز درا باز آمد |
چشم من در ره این قافله راه بماند |
| لطف او بین که بلطف از در ما باز آمد |
گرچه حافظ در رنجش زد و پیمان بشکست |
| |
|
| |
|
| |
|
| |
|
ای صاحب فال خبر خوشی بزودی به تو می رسد غم و غصه را کنار بگذار و امید به خداوند متعال داشته باش
|